39 - اخطار امام به دوستان و دلجويى از آنه



يحيى بن ابراهيم گويد: به امام صادق (عليه السلام ) عرض كردم : فلانى و فلانى و...به شما سلام رساندند، فرمود: بر آنها سلام باد، عرض كردم : از شما التماس دعا داشتند، فرمود: براى چه ؟ عرض كردم : بدستور منصور دوانيقى (دومين خليفه عباسى ) به زندان افتاده اند.
امام فرمود: در چه رابطه ؟، عرض كردم ، منصور آنها را به كارمندى دستگاه گرفت ، بعد آنها را زندانى نمود.
سپس سه بار فرمود: چرا و براى چه ؟ مگر من آنها را از اين كار (كارمند شدن براى ظالم ) نهى نكردم ، مگر نهى نكردم ، مگر نهى نكردم ؟ هم النار، هم النار، هم النار: آنها (دستگاه خلافت ) آتشند، آنها آتشند آنها آتشند (يعنى آنها اهل دوزخند شما خود را همراه آنها نكنيد).
در پايان براى آنها دعا كرد و از خداوند خواست كه آنها را از زير سلطه ستمگران آزاد سازد.
يحيى گويد: پس از اين ملاقات با امام ، در مورد آنها جويا شديم ، اطلاع يافتيم كه سه روز پس از دعاى امام ، آنها آزاد شده اند (319)